قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

3634

تاريخ الفي ( فارسى )

شيراز با خود مصمّم گردانيد . امّا چون زمستان در ميان آمد چند ماه در خوزستان توقّف نموده در اوايل حمل از آنجا متوجّه شيراز شد . و چون حاكم شيراز را يقين شد كه سپاه عراق عرب متوجّه شيرازاند و دانست كه خليفه در باب گرفتن سنجر جدّ تمام دارد و او طاقت مقاومت سپاه بغداد نيست ، بالضّروره ، كس پيش مؤيّد الدّين وزير فرستاد و در باب عفو گناه سنجر شفاعت بسيار كرد . مؤيّد الدّين التماس او را به اجابت مقرون داشته تعهّد آن كرد كه از خليفه [ عفو ] گناه او را درخواست كند و باز او را در سلك مقرّبان درگاه خلافت منتظم گرداند . بنابراين ، حاكم شيراز سنجر را با اهل و عيال و اموال برداشته نزد مؤيّد الدّين وزير فرستاد و آن فتنه را از سر خود دور كرد . و مؤيّد الدّين ، سنجر را برداشته متوجّه بغداد شد . و در محرّم سال آينده مؤيّد الدّين و عزّ الدّين شرابدار به شوكت هرچه تمام‌تر به شهر بغداد درآمدند و بندگان سنجر متمرّد را بر استرى سوار كرده و در پايش دو زنجير انداخته به بغداد رسانيدند و قريب به يك ماه در بند بود . آخر الأمر در ماه صفر مؤيّد الدّين وزير بنابه تعهّدى كه كرده بود او را در مجلس ديوان حاضر ساخته بعد از اثبات تمرّد و عصيان در حضور امرا و اعيان ، فرمود كه « باوجود افعال قبيحه كه از سنجر سر زده خليفه او را عفو فرمود و خلعت فاخر بر وى پوشانيده و او را از بند بيرون كرد . » و مردم از خليفه و وزير بسيار راضى و شاكر شدند و از اطراف و جوانب [ 213 ب ] متمرّدان اميدوار شده ترك تمرّد و عصيان نمودند . و از جمله وقايع اين سال فوت نور الدّين ارسلانشاه ، والى موصل ، بود . مدّت حكومت او هيجده سال و يازده ماه بود . « 1 » بعد از فوت او به موجب وصيّتش پسر بزرگ او ، ملك قاهر عزّ الدّين مسعود به جاى او بر سرير حكومت آن ديار متمكّن شد . و پسر كوچك عماد الدّين زنگى را در حين حيات خود قلعهء عقر حميديه و قلعهء شوش با توابع و لواحق داده بود . و تدبير مهمّات پسر خود را به امير بدر الدّين ، كه در ميانهء امراى او به كمال عقل و ديانت و شجاعت و اطّلاع بر امور ملكى امتياز داشت ، حواله نموده . بنابراين ، امير بدر الدّين آن‌چنان مهمّات آن دولت را پيش گرفت كه مطلقا هيچ قصور و فتورى به آن راه نيافت .

--> ( 1 ) . ابن اثير مدت حكومت او را 17 سال و 11 ماه گفته است . - الكامل : ج 12 ، ص 291 .